مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

238

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

دهان را خوش كند و نشاط آورد و پيه‌ها را قوت دهد . عقرب « 1 » سرد و خشك است . در روغن زيت جوشانيدن « 2 » و آن روغن در گوش چكانيدن درد گوش را سود دارد « 3 » . باب الغين غاريقون گرم و خشك است . سده را بگشايد و خلطهاى غليظ « 4 » برد و بيماريهاى بلغمى را سود دارد . غاليه نوعى از طيب است و « 5 » از مشك و سك « 6 » و كافور مركب است « 7 » . در بويهاى خوش به كار آيد « 8 » . باب الفا فانيد « 9 » گرم و تر است . طبع را نرم دارد و « 10 » سرفه و سينه را سود دارد . فوفل « 11 » همچون صندل است « 12 » . آماس گرم و سرخى « 13 » چشم را « 14 » سود دارد و بن دندان را سخت كند .

--> ( 1 ) . س : عبير ؛ « زيت العقارب بهترين علاج درد گوش است » . ( قانون ، كتاب دوم ، ص 270 ) . ( 2 ) . م : بجوشانند . ( 3 ) . م : درد گوش را نافع است از چكانيدن آن روغن . ( 4 ) . م : + را . ( 5 ) . م : مركب است . ( 6 ) . م : شكر ؛ سك : به ضم اول ، نام نوعى از عطريات است و نيز بعضى آن را عصارهء آمله دانسته‌اند . ( 7 ) . م : - مركب است . ( 8 ) . م : - در بويهاى . . . آيد . ( 9 ) . فانيد : معرب پانيد است كه نوعى حلوا باشد و قند سفيد را نيز گويند . ( برهان قاطع ) . شكر سرخ را نيز گفته‌اند . ( 10 ) . م : - و . ( 11 ) . فوفل : به كسر يا فتح ثالث . درختى است از تيره نخلها كه در مناطق گرم آسيا مىرويد و جوانه انتهايى تنه آن كه كلم فوفل ناميده مىشود ، خوراكى است . ( لغتنامه ) . ( 12 ) . س : - همچون صندل است . ( 13 ) . م : سوختن . ( 14 ) . س : - را .